جستجو در مقالات منتشر شده


۷ نتیجه برای کارکنان

زهرا محمودیان اردکانی، محمد امین بهرامی، راضیه منتظرالفرج، حسین فلاح زاده، مرتضی محمد زاده،
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۱۲-۱۳۹۵ )
چکیده

زمینه و هدف: کیفیت زندگی کاری و سلامت روان از جمله متغیرهای مهم اثرگذار بر عملکرد افراد در سازمان هاست. هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین کیفیت زندگی کاری و سلامت روان کارکنان بالینی بیمارستان های منتخب آموزشی یزد بود.

 روش پژوهش: پژوهش حاضر، مطالعه ای تحلیلی است که به صورت مقطعی در سال های ۱۳۹۵-۱۳۹۴ در ۳ بیمارستان یزد انجام شد. در مجموع، تعداد ۳۵۰ نفر از پرسنل بالینی بیمارستان های مورد مطالعه در پژوهش شرکت کردند. نمونه گیری به صورت طبقه ای- تصادفی انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های کیفیت زندگی کاری والتون (۱۹۷۳) و سلامت روان گلدبرگ و هیلر (۱۹۷۹) جمع آوری و توسط نرم افزارهای AMUS و SPSS ۲۲ تحلیل شد.

یافته‌ها: کیفیت زندگی کاری با ضریب رگرسیونی ۰/۱۴ -  بر سلامت روان اثر می گذارد. در میان مولفه های آشکار سلامت روان و کیفیت زندگی کاری، به ترتیب اعتقاد به لزوم حاکمیت قانون با ضریب ۱/۹۰ و علائم افسردگی با ضریب ۱/۳۷، بیشترین تأثیر و ناسازگاری جسمی با ضریب ۱/۰۰ و کار معتبر و سودمند اجتماعی با ضریب ۰/۰۴، کمترین تأثیر را در اندازه گیری سلامت روان و کیفیت زندگی کاری دارند.             

نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، اصلاح کیفیت زندگی کاری می تواند منجر به سلامت روان بهتر شده و از این طریق عملکرد کارکنان را بهبود دهد.


یحیی محمدی، سیما کاظمی، محمدرضا رئیسون، فریدون رمضانی،
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۱۲-۱۳۹۵ )
چکیده

زمینه و هدف: عدالت ادراک شده سازمانی، به احساس و ادراک کارکنان از میزان انصاف و برابری در رفتارها و روابط کاری اشاره دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه عدالت ادراک شده سازمانی و رضایت شغلی بود.  

روش پژوهش: مطالعه حاضر، مطالعه ای تحلیلی است که در سال ۱۳۹۴ در دانشگاه علوم پزشکی بیرجند انجام شد. جامعه پژوهش، تمام کارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی بیرجند بودند. تعداد ۲۰۵ نفر از افراد جامعه پژوهش در مطالعه شرکت کردند. نمونه گیری به صورت طبقه ای-تصادفی انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد عدالت سازمانی نیهوف و مورمن (۱۹۹۳) و رضایت شغلی کندال و اسمیت (۱۹۶۹) جمع آوری و توسط نرم افزار  SPSS ۱۶ و با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند.

یافته ها: ۸۳ نفر (۴۰/۵ درصد) از شرکت کنندگان، مرد و ۱۲۲ نفر (۵۹/۵ درصد) زن بودند. نتایج نشان داد که بین عدالت ادراک شده سازمانی و ابعاد آن (عدالت توزیعی، رویه ای، تعاملی) با رضایت شغلی رابطه معنی داری وجود دارد (۰/۰۵ > p).

نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، توجه مدیران دانشگاه به عدالت ادراک شده سازمانی، بهبود رضایت شغلی کارکنان را در پی خواهد داشت.


محمود رضا اسماعیلی، فاطمه اکبری پشم، زهرا سلگی،
دوره ۲، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۶ )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه بسیاری از سازمان‌ها با رقابت فزاینده روبه‌رو هستند و محیط‌های بازار و نیازهای مشتریان به شدت تغییر یافته است. لذا هدف پژوهش حاضر، تحلیل اثر چابکی سازمانی بر ویژگی‌های توانمند شناختی کارکنان با توجه به نقش فراموشی و سکوت سازمانی در نظر گرفته شد.
روش پژوهش: مطالعه حاضر، پژوهشی کاربردی و تحلیلی بود که به طور مقطعی در سال ۱۳۹۶ انجام شد. جامعه آماری پژوهش ۴۰۰ نفر از پرسنل بالینی بیمارستان شفا شهر خرم آباد بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، نمونهای به حجم ۱۹۶ نفر انتخاب گردید. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه استاندارد بود که روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفت. در تحلیل دادهها از آزمون همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه بین متغیرها، روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و آزمون بوت‌استراپ جهت سنجش برازش مدل پژوهش و آزمون فرضیه‌ها با استفاده از نرم‌ افزارهای SPSS ۲۲ و AMOS ۲۲  استفاده شد.
 یافته‌ها: نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش خوبی برخوردار است (۰/۹۰۷ GFI =، ۰/۹۶۵ CFI =، ۰/۰۶۵ =RMSE ) چابکی سازمانی بر ویژگی‌های توانمند شناختی کارکنان تأثیر دارد (۰/۴۳۲ = r و ۰/۰۰۰ = p). فراموشی و سکوت سازمانی نیز در این رابطه نقش داشتند.
 نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که چابک سازی سازمان می‌تواند عاملی مهم جهت مدیریت فراموشی سازمان و در نتیجه ارتقاء ویژگی‌های توانمند شناختی کارکنان محسوب شود.

 
فرشید اصلانی، محمد مهتری، ناهید رفیعیان،
دوره ۸، شماره ۱ - ( ۳-۱۴۰۲ )
چکیده

زمینه و هدف: توانمندسازی به مدیران عرصه سلامت این امکان را می‌دهد که انتخاب آگاهانه‌ای جهت بهبود کیفیت مراقبت داشته‌باشند. از سوی دیگر یکی از عواملی که ممکن‌است با تأثیرگذاری بر جنبه‌‌های روانشناختی کارکنان، باعث کاهش مشارکت شغلی کارکنان گردد، سندروم خود‌ویرانگری می‌باشد. هدف اصلی این پژوهش تعیین تأثیر سندروم خودویرانگری بر مشارکت شغلی با نقش میانجی‌گری توانمندسازی ساختاری کارکنان بود.
روش پژوهش: پژوهش توصیفی-تحلیلی حاضر به‌صورت مقطعی در سال ۱۴۰۰ انجام گردید. جامعه آماری آن را کارکنان شاغل در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، به تعداد ۱۳۰۰ نفر تشکیل دادند. حجم نمونه ۲۹۷ نفر با استفاده از فرمول کوکران محاسبه گردید و به‌شیوه نمونه‌گیری طبقه‌ای تصادفی انتخاب شدند. داده‌های مورد نیاز به وسیله ۳ پرسشنامه استاندارد: خود‌ویرانگری کلانس و ایمز (۱۹۸۷)، مشارکت شغلی شافلی و همکاران (۲۰۰۶) و پرسشنامه توانمندسازی ساختاری ملکی و همکاران (۱۳۹۱) جمع‌آوری شد. روایی صوری با نظر اساتید و کارشناسان، روایی همگرا با میانگین واریانس استخراج شده بیش از ۰/۵ و روایی واگرا با استفاده از روش فورنل و لارکر مورد تأیید قرار‌گرفت. همچنین پایایی ابزار با آلفای کرونباخ بیش از ۰/۷تایید گردید. تجزیه و تحلیل داده‌ها، با آزمون‌‌های آماری توصیفی و استنباطی، با استفاده از روش معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی و به کمک نرم افزار‌‌های آماری SPSS ۲۲ و PLS ۳ انجام شد.
یافته ها: براساس تحلیل متغیرهای پژوهش، سندروم خودویرانگری بر مشارکت شغلی و توانمندسازی ساختاری کارکنان به ترتیب با ضریب مسیر ۰/۳۴۹ - و ۰/۸۵۶- اثر منفی و معنیداری (۰/۰۰۱p < ) داشت. بین توانمندسازی ساختاری بر مشارکت شغلی کارکنان با ضریب مسیر ۰/۴۵۲ همبستگی مثبت و معنی‌داری (۰/۰۰۱p <) وجود داشت. در نهایت، سندروم خودویرانگری با نقش میانجی‌گری توانمندسازی ساختاری بر مشارکت شغلی کارکنان با ضریب مسیر ۰/۳۸۶- اثر منفی و معنیداری (۰/۰۰۱p < ) داشت.
نتیجهگیری: توانمندسازی ساختاری با اثربخشی و درگیری کاری بالاتر در میان کارکنان مرتبط است. بر این اساس، توانمندسازی ساختاری ممکن‌است با تحریک انگیزه درونی و بیرونی کارکنان، مشارکت‌کاری را افزایش‌دهد؛ اما وجود کارکنانی با سندروم خودویرانگری منجر به تأثیر معکوس می­شود.
 

حسن جعفری، محمدکاظم رحیمی، محمدصادق لوءلوء، زهرا جلائی،
دوره ۸، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

زمینه و هدف: سازمان سالم، جایی است که از بهره‌وری، توانمندی و کارایی لازم برای مواجهه با دنیای توأم با رقابت برخوردار می‌باشد. کیفیت زندگی کاری نیز یک دغدغه مهم است که نه‌تنها به بهبود زندگی در محل کار بلکه به بهبود زندگی در خارج از شغل نیز منجر می‌شود با توجه به اهمیت این موضوع، مطالعه حاضر به بررسی رابطه شادی سازمانی با کیفیت زندگی کاری در بیمارستان‌های آموزشی شهر یزد در سال ۱۴۰۱ پرداخت.
روش پژوهش: این مطالعه مقطعی به‌صورت نمونه‌گیری تصادفی چندمرحله‌ای و بر روی ۲۱۵ نفر از پرسنل بیمارستان‌های آموزشی شهر یزد انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها شامل دو پرسشنامه استاندارد شادی سازمانی و کیفیت زندگی کاری بود. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تی استودنت مستقل، آنالیز واریانس یک‌طرفه و آزمون ضریب همبستگی پیرسون و با نرم‌افزار ۲۶ SPSS موردبررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: یافته‌ها حاکی از آن است که بین شادی سازمانی با هیچ‌کدام از متغیرهای دموگرافیک ارتباط معنی‌داری مشاهده نشد. علاوهبراین، تنها متغیر تحصیلات (۰/۰۱۱ p =) با متغیر کیفیت زندگی ارتباط معنی‌داری داشت. آزمون همبستگی پیرسون نیز نشان داد بین همه مؤلفه‌های شادی سازمانی باکیفیت زندگی کاری رابطه مثبت و معنی‌دار وجود دارد.
نتیجه‌گیری: لازم است مدیران و مسئولین با اتخاذ راهکارهای مناسب، شادی سازمانی و مؤلفه‌های مهم آن را در سازمان‌ها مورد توجه قرار داده  و شرایط لازم جهت ارتقا آن را فراهم آورند.
 
وحید قدم خیر، علی اکبر فرهنگی، ابوالفضل دانایی، محمد تقی شاکری،
دوره ۹، شماره ۱ - ( ۳-۱۴۰۳ )
چکیده

زمینه و هدف: کارکنان به‌عنوان مشتریان داخلی سازمان در نظر گرفته می‌شوند و امروزه تجربه کارمند به یک موضوع برجسته در حوزه منابع انسانی تبدیل‌شده‌است. پژوهش حاضر با هدف مدل‌سازی ساختاری تفسیری فازی عوامل موثر بر مدیریت تجربه کارکنان در دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شده‌است.
روش پژوهش: مطالعه کاربردی حاضر، از نوع  توصیفی- تحلیلی بوده و در  سال ۱۴۰۲ انجام شد. ۱۰ نفر از اعضای هیات علمی، مدیران و کارکنان دانشگاه علوم پزشکی مشهد به روش هدفمند انتخاب شدند. سپس پرسشنامه  Interpretive Structural Modeling (ISM) که متشکل از یک ماتریس  ۷ در ۷ بود در اختیار آن‌ها قرار گرفت و از آن‌ها خواسته شد تا براساس مقیاس زوجی متغیرها رابطه زمینه‌ای میان آن‌ها را پیدا کنند. در بخش تحلیل، به‌منظور ساختاردهی و تحلیل وضعیت عوامل از مدل‌سازی ساختاری_تفسیری فازی و تحلیل میک مک استفاده گردید.
یافته‌ها: ۷ مضمون سازمان‌یافته (عوامل سازمانی، عوامل محیط فیزیکی، عوامل فناوری، عوامل شغلی، عوامل مدیریتی، عوامل فرهنگی و عوامل فردی) برای تجربه کارکنان در دانشگاه علوم پزشکی مشهد شناسایی شد. یافته‌ها نشان داد عوامل فرهنگی و مدیریتی در پایین ترین سطح ساختار قرار دارند و از قدرت نفوذ بیشتر و وابستگی کمتری برخوردارند. به عبارت دیگر، این عوامل تاثیرگذارترین عوامل بر تجربه کارکنان هستند. در سطح دوم عوامل شغلی، فناوری و سازمانی قرار گرفتند. در مقابل، عوامل فردی و فیزیکی در بالاترین سطح ساختار قرار گرفته و از قدرت نفوذ کمتر و وابستگی بیشتری به سایر عوامل برخوردارند.   
نتیجه‌گیری: یافته‌ها حاکی از آن است که دانشگاه علوم پزشکی مشهد برای ارتقای تجربه کارکنان خود، باید بر تقویت و بهبود عوامل فرهنگی و مدیریتی تمرکز ویژه داشته باشد. همچنین، توجه به عوامل شغلی، فناوری و سازمانی و رفع نیازهای فردی کارکنان و فراهم‌آوردن محیط فیزیکی مطلوب، از دیگر الزامات مدیریت اثربخش تجربه کارکنان در این دانشگاه به شمار می‌رود. این پژوهش با ارائه یک مدل جامع از عوامل مؤثر بر تجربه کارکنان، به دانشگاه‌ها و سایر سازمان‌ها در درک عمیق‌تر این مفهوم و تدوین استراتژی‌های اثربخش برای ارتقای آن یاری می‌رساند.

حسن جعفری، محمدکاظم رحیمی، محمدامین بهرامی، سارا جام برسنگ، عبدالخالق جعفری، محسن مسلمی فیروزآبادی،
دوره ۹، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۴۰۳ )
چکیده

زمینه و هدف: فساد اداری در دانشگاه‌ها یکی از چالش‌های جدی است که می‌تواند آثار منفی گسترده‌ای بر نظام آموزشی، پژوهشی و اجتماعی داشته باشد. مطالعه حاضر باهدف تعیین میزان اهمیت عوامل مؤثر در بروز فساد اداری از دیدگاه کارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد صورت گرفت.
روش پژوهش: مطالعه حاضر یک مطالعه کاربردی و از نوع کمی- مقطعی بوده که در سال ۱۴۰۱ انجام شد. حجم نمونه برابر با ۲۶۰ نفر بود که به‌صورت تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. ابزار مورداستفاده پرسشنامه­ای استاندارد و در قالب طیف پنج‌درجه‌ای لیکرت بود. جهت تحلیل داده‌ها نیز از آماره‌های توصیفی میانگین، انحراف معیار، فراوانی و هم‌چنین آزمون t و آنووا استفاده شد.
یافته‌ها: براساس یافته‌ها، بیشترین میانگین مربوط به عوامل سازمانی (۰/۴۹ ± ۴/۰۰) و کمترین میانگین مربوط به عوامل فردی (۰/۵۷ ± ۳/۷۷) بوده است. همچنین، ارتباط معنی‌داری بین عوامل بروز فساد اداری و عوامل دموگرافیک جنسیت، وضعیت تأهل، فاصله سنی و سابقه کاری مشاهده نشد ولی ارتباط معنی‌داری بین عوامل فردی بروز فساد اداری و تحصیلات نمونه‌های موردمطالعه مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: براساس نتایج، برای کاهش فساد اداری، اولویت مدنظر بهبود عوامل سازمانی ازجمله شفاف‌سازی فرآیندها، تقویت نظارت و ایجاد فرهنگ‌سازمانی سالم می‌باشد. همچنین، توجه به سطح تحصیلات و ارتقای آگاهی افراد می‌تواند به‌عنوان یک عامل مکمل در کاهش فساد اداری مؤثر باشد.
 

صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله راهبردهای مدیریت در نظام سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Management Strategies in Health System

Designed & Developed by : Yektaweb