Research code: 19187
Baghian N, Ranjbar M, Eftekhari A, Khodami N, Abolhasani M S, Alavi Z S. Assessing the perceived effectiveness and identifying challenges of in-service training for staff in a teaching hospital: A mixed-method, sequential explanatory study. Manag Strateg Health Syst. 2026; 11 (1) :59-79
URL:
http://mshsj.ssu.ac.ir/article-1-935-fa.html
باقیان نجمه، رنجبر محمد، افتخاری عادل، خدامی ناهید، ابوالحسنی محمد صادق، علوی زهره السادات. ارزیابی اثربخشی ادراکشده و شناسایی چالشهای آموزش ضمن خدمت کارکنان در یک بیمارستان آموزشی درمانی یزد: یک مطالعه با روش ترکیبی تبیینی متوالی. راهبردهای مدیریت در نظام سلامت. 1405; 11 (1) :59-79
URL: http://mshsj.ssu.ac.ir/article-1-935-fa.html
1- دکتری مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی، مرکز توسعه تحقیقات بالینی، بیمارستان شهید دکتر رهنمون، دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی، یزد، ایران
2- استاد، مرکز تحقیقات مدیریت و سیاستگذاری سلامت، گروه علوم مدیریت و اقتصاد سلامت، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی، یزد، ایران
3- استادیار، گروه پرستاری، دانشکده علوم پزشکی میبد، دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی، یزد، ایران
4- دانشجوی دکتری آمار زیستی، گروه آمار زیستی و اپیدمیولوژی، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی، یزد، ایران
5- دکتری مدیریت دولتی، مرکز توسعه تحقیقات بالینی، بیمارستان شهید دکتر رهنمون، دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی، یزد، ایران
6- کارشناسی ارشد مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی، گروه علوم مدیریت و اقتصاد سلامت، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد، یزد، ایران و مرکز مطالعات و توسعه آموزش پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی، یزد، ایران ، zohrehsalavi@gmail.com
چکیده: (31 مشاهده)
زمینه و هدف: آموزش ضمن خدمت کارکنان در مراکز درمانی یکی از مؤلفههای مهم توسعه حرفهای و ارتقای کیفیت خدمات است. با این حال، شواهد پیشین نشان میدهند که میزان بهرهگیری از آموختهها در محیط کار میتواند تحت تأثیر عوامل فردی، سازمانی و فرایندی قرار گیرد. این پژوهش با هدف ارزیابی اثربخشی ادراکشده آموزشهای ضمن خدمت و شناسایی چالشها و آسیبهای آن از دیدگاه کارکنان و مدیران در یک مرکز آموزشیـدرمانی شهر یزد انجام شد.
روش پژوهش: این پژوهش با استفاده از طرح روشهای آمیخته از نوع تبیینی متوالی در سالهای ۱۴۰4–۱۴۰3 انجام شد. در مرحله کمی، ۳۰۹ نفر از کارکنان با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای متناسب با حجم انتخاب شدند و پرسشنامه ۲۴ گویهای اثربخشی آموزش ضمن خدمت اسماعیلی را تکمیل کردند. این ابزار، ادراک کارکنان از تأثیر آموزش بر سه بُعد توسعه دانش، بهبود مهارتها و ایجاد یا تغییر نگرش را در مقیاس پنجدرجهای لیکرت ارزیابی میکند و دامنه نمره کل آن ۲۴ تا ۱۲۰ است. دادههای کمی با آزمونهای t مستقل و تحلیل واریانس یکطرفه با استفاده از نرمافزار SPSS 26 تحلیل شدند. در مرحله کیفی، یافتههای کمی برای تبیین عمیقتر ادراک کارکنان از اثربخشی آموزش و هدایت مصاحبهها به کار گرفته شد. در این مرحله، با ۳۰ نفر از مدیران و کارکنان منتخب به روش نمونهگیری هدفمند، مصاحبههای نیمهساختاریافته انجام شد. دادههای کیفی با تحلیل مضمون هدایتشده، بر اساس ابعاد ساختاری، فرایندی و زمینهای الگوی سهشاخگی و با استفاده از نرمافزار MaxQDA 2020 تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین نمره کل اثربخشی ادراکشده آموزش ضمن خدمت 27/68 ± 87/57 (از ۱۲۰ نمره؛ ۷۳ درصد از حداکثر) بود. میانگین نمرات ابعاد توسعه دانش، بهبود مهارتها و ایجاد یا تغییر نگرش بهترتیب 6/71 ± 21/86 (از ۳۰)، 7/88 ± 25/79 (از ۳۵) و 13/43 ± 39/91 (از ۵۵) گزارش شد؛ پس از استانداردسازی بر حسب تعداد گویهها، سه بُعد در سطح مشابهی بودند (6/72 تا ۷/۷3 درصد از حداکثر). تفاوت نمرات هر سه بُعد برحسب گروه شغلی، سطح تحصیلات، وضعیت استخدامی و سابقه کار معنیدار بود (0/001 >p ). برحسب جنسیت، نمرات مهارت (0/045 =p ) و نگرش (0/019 =p ) و بر حسب سن فقط نمرات مهارت (0/017 =p ) تفاوت معنیدار داشت. تحلیل کیفی، چالشهای نظام آموزش کارکنان را در سه مضمون اصلی نشان داد: چالشهای ساختاری (محدودیت زمان و فشار کاری، ضعف نیازسنجی و برنامهریزی آموزشی، محدودیت منابع و زیرساخت آموزشی و حمایت مدیریتی و نظام انگیزشی ناکافی)؛ چالشهای فرایندی (ناهمخوانی محتوای دورهها با نیازهای شغلی، چالشهای مرتبط با مدرسان، غلبه روشهای غیرفعال آموزش و ضعف ارزشیابی و بازخورد)؛ و چالشهای زمینهای (فرهنگ یادگیری مستمر ناکافی، انگیزش ناکافی برای مشارکت، ادراک مشارکتکنندگان از محدود بودن انتقال یادگیری و کاهش ارزش ادراکشده آموزش).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد اگرچه کارکنان و مدیران نگرش مثبت و پذیرش نسبی نسبت به آموزشهای ضمن خدمت دارند، اما این فرآیند با چالشهای جدی در مراحل نیازسنجی، طراحی، اجرا، ارزشیابی و حمایتهای پس از آموزش مواجه است. این محدودیتها بهویژه در زمینه کاربردیسازی آموختهها در محیط کار نقش کلیدی ایفا میکنند. برای بهبود اثربخشی ادراکشده و تسهیل انتقال یادگیری به محیط عملیاتی، بازنگری در سیاستهای آموزشی ضروری است. این بازنگری باید بر نیازسنجی دقیق مبتنی بر شرح وظایف شغلی، طراحی محتوای کاربردی با متدهای یادگیری فعال، توانمندسازی مدرسان و بهویژه تقویت حمایتهای مدیریتی و سیستمهای ارزشیابی مستمر تمرکز نماید.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
مدیریت سلامت دریافت: 1404/11/15 | انتشار: 1405/3/30